تبلیغات

دانلود آلبوم آهنگ رسوای دل استاد شجریان + متن آهنگ

دانلود آلبوم آهنگ رسوای دل استاد شجریان + متن آهنگ 4.18/5 (83.53%) 17 رأی

دانلود آلبوم آهنگ رسوای دل استاد محمدرضا شجریان + متن آهنگ

آلبوم رسوای دل، اثر بی نظیر استاد محمدرضا شجریان است که در دستگاه سه‌گاه اجرا شده است. این اثر به صورت زنده در سال ۱۳۷۵ در دُبی اجرا شده بود.در آلبوم رسوای دل، تصنیف دل شیدا، اثر علی‌اکبر شیدا است که تلفیقی از اشعار باباطاهر و عبدالرحمن جامی است و در مخالف سه‌گاه اجرا شده‌است.

رسوای دلشجریان

هنرمندانی که در خلق این اثر فاخر همکاری داشته اند:
خواننده: محمدرضا شجریان
همنوازان گروه آوا
داریوش پیرنیاکان: تار
جمشید عندلیبی: نی
محمد فیروزی: بربط
سعید فرجپوری: کمانچه
جواد بطحایی: سنتور
همایون شجریان: تنبک
اشعار: سعدی، رهی معیری، عطار و باباطاهر
طرح: اعظم غلامی
خط: امیراحمد فلسفی

رسوای دل محمدرضا شجریان

آلبوم رسوای دل استاد شجریان شامل آهنگ ها و قطعات زیر میباشد:

۱- پیش درآمد و چهار مضراب سه گاه(داریوش پیرنیاکان)
۲- ساز و آواز(غزل سعدی)
۳- من از روز ازل(آهنگ مرتضی محجوبی،  شعر از رهی معیری)
۴- ساز و آواز(غزل از عطار)
 تصنیف‌های قدیمی
۵- تار زلف، غم عشق و دل شیدا(شعر و آهنگ: علی‌اکبر شیدا، دوبیتی‌ها از باباطاهر)

رسوای دل شجریان

متن آهنگ های آلبوم رسوای دل استاد محمدرضا شجریان

متن تصنیف دل شیدا:

تو دوری از برم
تو دوری از برم
دل در برم نیست خدا خدا
هوای دیگری
هوای دیگری
اندر سرم نیست
به جان دلبرم
به جان دلبرم
کز هر دو عالم خدا دلم
تمنای دگر
تمنای دگر
جز دلبرم نیست
جز دلبرم نیست
آرام جانم
سرو روانم
من بی تو نمانم خدا خدا
بیا ای نازنین
بیا ای مه جبین
دردت به جانم

متن برگردان تصنیف دل شیدا:

از غم عشقت
دل شیدا شکست
دل شیدا شکست

شیشه ی می در
شیشه ی می در
شب یلدا شکست
شب یلدا شکست

از بس که زدم
از بس که زدم
ریگ بیابان به کف
ریگ بیابان به کف
خار مغیلان
خار مغیلان
همه در پا شکست
همه بر پا شکست

از غم عشقت
از غم عشقت
دل شیدا شکست
دل شیدا شکست

شیشه ی می در
شیشه ی می در
شب یلدا شکست
شب یلدا شکست

از بس که زدم
از بس که زدم
ریگ بیابان به کف
ریگ بیابان به کف
خار مغیلان
خار مغیلان
همه در پا شکست
همه بر پا شکست

متن تصنیف من از روز ازل:

من از روز ازل دیوانه بودم   دیوانه ی روی تو ، سر گشته ی کوی تو
سرخوش از باده ی مستانه بودم                در عشق و مستی افسانه بودم

نالان از تو شد چنگ و عود من                  تار موی تو، تار و پود من
بی باده مدهوشم، ساغر نوشم ز چشمه نوش تو              مستی دهد ما را، گل رخسارا، بهار آغوش تو
چو به ما نگری، غم دل ببری کز باده نوشین تری             چو به ما نگری، غم دل ببری کز باده نوشین تری
سوزم همچو گل از سودای دل            دل رسوای تو ، من رسوای دل
گرچه به خاک و خون کشیدی مرا روزی که دیدی مرا            بازا که در شام غمم، صبح امیدی مرا، صبح امیدی مرا

متن ساز و آواز(عطار نیشابوری):

بـجـز غـم خـوردن عـشـقـت غـمـی دیگـر نمی دانم    که شـادی در همه عالم ازین خـوشتـر نمی دانم
گـر از عـشــقـت بــرون آیـم بــه مـا و مـن فـرو نـایـم    ولیکن ما و من گفـتـن بـه عـشـقـت در نمی دانم
ز بــس کـانـدر ره عـشـق تــو از پــای آمـدم تــا سـر    چنان بی پا و سرگشتم که پای از سر نمی دانم
بـه هـر راهی کـه دانـسـتـم فـرو رفـتـم بـه بـوی تـو    کـنون عـاجـز فـرو مـانـدم رهی دیگـر نـمـی دانـم
بـه هشـیاری مـی از سـاغـر جـدا کـردن تـوانـسـتـم    کـنون از غـایت مسـتـی می از سـاغـر نمی دانم
بـه مسـجـد بـتـگر از بـت بـاز می دانسـتـم و اکـنون    دریـن خـمـخـانـه رنـدان بـت از بـتـگـر نـمـی دانـم
چـو شـد مـحـرم ز یک دریا همه نامی کـه دانسـتـم    دریـن دریـای بــی نـامــی دو نـام آور نـمـی دانـم
یکی را چون نمی دانم سه چون دانم که از مستی    یـکـی راه و یـکـی رهـرو یکـی رهـبـر نـمـی دانـم
کـسـی کـانـدر نمـکـسـار اوفـتـد گـم گـردد انـدر وی    من این دریای پـر شـور از نمـک کـمـتـر نمی دانم
دل عـطـار انـگـشـتـی سـیـه رو بـود و ایـن سـاعـت    ز بـرق عـشـق آن دلـبـر بــجـز اخـگـر نـمـی دانـم

متن سازو آواز(سعدی شیرازی):

جَزای آن که نگفتیم شکر روز وصال           شب فِراق نخفتیم لاجَرَم ز خیال
بدار یک نفس ای قاید این زمام جمال      که دیده سیر نمی‌گردد از نظر به جمال
دگر به گوش فراموش عهد سنگین دل        پیام ما که رساند مگر نسیم شِمال؟
به تیغِ هندی دشمن قتال می‌نکند        چنان که دوست به شمشیرِ غمزه قتال
جماعتی که نظر را حرام می‌گویند        نظر حرام بکردند و خون خلق حَلال
غزال اگر به کمند اوفتد عجب نبود        عجب فتادن مردست در کمند غزال
تو بر کنار فُراتی ندانی این معنی         به راه بادیه دانند قدر آب زلال
اگر مراد نصیحت کنان ما اینست         که ترک دوست بگوییم تصوریست محال
به خاک پای تو داند که تا سرم نرود        ز سر به درنرود همچنان امید وصال
حدیث عشق چه حاجت که بر زبان آری؟        به آب دیده خونین نوشته صورتِ حال
سخن دراز کشیدیم و همچنان باقیست        که ذکر دوست نیارد به هیچ گونه ملال
به ناله کار میسر نمی‌شود سعدی        ولیک ناله‌ی بیچارگان خوشست، بنال!


پخش آنلاین آلبوم رسوای دل استاد شجریان

[mp3player width=200 height=300 config=fmp_jw_widget_config.xml playlist=p21654.xml]

دانلود آلبوم رسوای دل استاد شجریان با لینک مستقیم از کادر پایین

 

دیدگاهتان را بنویسید


+ 6 = 12